صفحه نخست
آرشیو من
طراح قالب
نویسنده عاطفه عبدی
آرشیو وبلاگ
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
لینک ها
مامان پينکی
آبجی نگین
آبجی منصوره
فاطمه جویکار (خبرنگار)
فاطيما جوووون
دادا-آبجی
داداش محمد جواد خودم
نرگس حرفهای يک دل
آبجی زینب
فاطی ۱۹۸۹
مریم اثر انگشت
آبجی زهره
ساناز گل خانم
رادیو جوان فریناز
تک سفر
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
طراح قالب لیلا سینکی
این که مدام به سینه ات می کوبد قلب نیست ؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ آزارش میدهدو بوی دریا هوایی اش کرده است.
قلبها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اماکیست که باور کند که در سینه اش نهنگی می تپد؟!
آدمها ماهیها را در تنگ دوست دارند و قلبها را در سینه. اماماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا غوطه خورد قلب است.
***
هر آدمی دو قلب دارد. قلبی که از بودن آن باخبر است و قلبی که از حضورش بی خبر.
قلبی که از آن باخبر است همان قلبی است که در سینه می تپد همان که گاهی می شکند گاهی می گیرد وگاهی می سوزد گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه وگاهی هم از دست می رود.
با این دل است که عاشق می شویم با این دل است که دعا می کتیم و گاهی هم نفرین می کنیم.
اما قلب دیگری هم هست. قلبی که از بودنش بی خبریم. این قلب اما در سینه جا نمی شود و به جای آن که بتپد می وزد و می بارد و میگرددو می تابد.این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی او دعا می کتد وقتی تو بد می گویی و بیزار ی او عشق می ورزد و وقتی تومی رنجی اومی بخشد...این قلب کار خودش را می کند نه به احساست کاری دارد نه به تعقلت نه به آنچه می گویی و نه به آنچه می خواهی .
و آدمها به خاطر همین دوست داشتنی اند . به خاطر قلب دیگرشان به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند
***
دیروز شیطان را دیدم در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می فروخت.
مردم دورش جمع شده بودند. توی بساطش همه چیز بود: غرور حرص دروغ و خیانت جاه طلبی وقدرت . هر کس چیزی می خرید ودر ازایش چیزی می داد. بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی پاره ای از روحشان را. بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگی
شان را.
شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد. حالم را بهم می زد دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم. انگار ذهنم را خواند موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم.می بینی آدمها خودشان دور من جمع شده اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت: البته تو با اینها فرق می کنی. تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد.
از شیطان بدم می آمد حرفهایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند. و او هی گفت و گفت و گفت. ساعتها کنار بساطش نشستم. تااینکه چشمم به جعبه ای عبادت افتاد که لابه لای چیزهای دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم با خود گفتم : بگذار یک بار هم شده کسی چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد.
به خانه آمد و در جعبه کوچک عبادت را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود . جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم. دستم را روی قلبم گذاشتم نبود. فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشتم. تمام راه را دویدم تمام راه لعنتش کردم تمام راه خدا خدا کردم. می خواستم یقه اش نامردش را بگیرم عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم شیطان اما نبود.
آن وقت نشستم و های های گریه کردم از ته دل. اشکهایم که تمام شد بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم ... صدای قلبم را.
***
پس همانجا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود.
(در سینه ات نهنگی می تپد / عرفان نظر آهاری)
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٢/٥ - عاطفه عبدی |لینک به نوشته

ستایش مخصوص خداوندی است که شب و روز را با قوت خود آفرید و با قدرتش آنها را از یکدیگر ممتاز ساخت.
خداوند برای بندگانش شب را آفرید تا از فعالیت های خسته کننده و تلاشهای آزار دهنده در آن آرامش یابند.
برای آنها روز را آفرید تا موجب روشنی برایشان باشد و بتوانند در پرتو آن به تلاش پردازند و از فضل خداوند بهره گیرند.
بار خداوندا حمد و ستایش مخصوص توست که پرده تاریکی شب را شکافتی و چهره نورانی صبح را برای ما آشکار کردی.
خداوندا ما را در این روزمان و شبمان و در تمام ایام عمرمان بر انجام کارهای خیر و دوری از شر و بدی موفق بدار.
۱-تفکر فعال:
در موقعیت تصمیم گیری فعالانه به جمع آوری اطلاعات می پردازد. راه حلهای متفاوت را فهرست وار یادداشت می کند و تنها به یک راه حل اکتفا نمی کند. سپس به تحلیل راه حلها می پردازد. معایب و مزایای هر کدام را بررسی می کند. با افراد با تجربه وحرفه ای و متخصص مشورت می کند و درباره تمامی این موارد تفکر انتقادی می کند.
به جای اینکه به او بگویند چه طور فکر کند و چه کار انجام دهد خودش شروع به تصمیم گیری کرده و مسئولیت پیامدهای تصمیم خد را می پذیرد. به جای کناره گیری ار مشکلات با آنها روبرو می شود و خود را متعهد به حل آنها می کند.
۲-بررسی دقیق موقعیت ها با سئوال کردن:
نپرداختن به حاشیه ها و توجه به اصل موضوع. پرسیدن سئوالات مناسب به فهم ما کمک می کند و موجب می شود تصمیم های آگاهانه تری بگیریم
۳- بررسی دقیق منابع اصلی افکار:
این کار به ما کمک می کند به جای پذیرش یا رد ساده نظرات دیگران, آنها را بررسی کنیم و سپس در مورد قبول یا رد آنها تصمیم بگیریم. معمولاً افکار وعقاید از چهار منبع زیر سرچشمه می گیرند:
الف- مراجع قدرت ب- کتب و جراید ج- حقایق د- تجربه شخصی
۴-مشاهده موقعیتها از دیدگاههای مختلف و بررسی دلایل و شواهد آنها :
کسانی که تفکر انتقادی دارند نسبت به تجارب جدید پذیرا هستند و در صورت وجود شواهد و لایل منطقی ومجاب کننده, انعطاف پذیری لازم را برای تغییر و اصلاح ایده های خود دارا هستند
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/٩ - عاطفه عبدی |لینک به نوشته

ستایش مخصوص خداوندی است که اول است, بدون اینکه اولی قبل از او وجود داشته باشد و آخر و پایان است, بدون اینکه پس از او آخری باشد.
و ستایش مخصوص خداوندی است که خویشتن را به ما معرفی کرده( و راه شناخت خود را به ما آموخته ) و طریق شکر وسپاس را به ما الهام فرموده.
حمد و مخصوص او است به جای همه نعمت هایی که برهمه بندگان گذشته و باقی مانده اش ارزانی داشته.
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که بر ما منت نهاد به خاطر اینکه محمد(ص) پیامبرش را برای هدایت ما فرستاد نه برای امت های گذشته و قرون پیشین.
اهمیت تفکرانتقادی در زندگی روزانه :
یکی از بزرگترین کمبودهای سیستم آموزشی ما در همه سطوح این است که دانش آموز, فقط به آموختن گمارده می شود وبه نقد و نقادی آنها, اهمیتی داده نمی شود. حال آنکه ما در دوره ای به سر می بریم که به آن عصر«انفجار اطلاعات» گفته شده است: اینترنت, گستردگی رسانه های جمعی و فناوری اطلاعات, همگی موضوعاتی هستند که ما را دائماً در معرض اطلاعات قرار می دهند و قاعدتاً اگر ما فاقد توانایی تشخیص اطلاعات کارآمد باشیم با مشکلات بسیاری روبروخواهیم شد. تفکر انتقادی یک فرآیند هدفمند و سازمان یافته است که با استفاده از آن فرد به بررسی اطلاعات موجود می پردازد.
افراد نقاد با چهار ویژگی مشخص هستند :
1.تفکر فعال 2.بررسی دقیق موقعیت ها با سوال کردن 3.بررسی منابع اصلی افکار,عقاید و ارزیابی اعتبار آنها 4.مشاهده موقعیت ها از دیدگاههای مختلف و بررسی دلایل و شواهد آنها
ادامه دارد...
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/٢ - عاطفه عبدی |لینک به نوشته

و شما بندگان با آنکه هر نعمت که دارید همه از خدا است وچون بلایی رسد به درگاه اوپناه جسته و به او در رفع بلا استغاثه می کنید.
باز وقتی بلا از سر شما رفع کرد گروهی از شما به خدای خود شرک می آورید.
« آیات 48و 49 سوره نحل »
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/۱٦ - عاطفه عبدی |لینک به نوشته

خداوندا تو را سپاس که عاشق شدن را به من آموختی
از تومی خواهم که مرا به عاشق ماندن نیز آشنا گردانی
مرهم شبهای دلتنگی من یاد توست مرا تنها مگذار…
سعادت و خوشبختی شاید برای هر کسی یک تعریف جداگانه ای داشته باشد. اما همین که بتونی هر شب با خیال راحت سر روی زمین بگذاری خودش سعادت و خوشبختی است. این اطمینان و آرامش خاطر و وجدان راحت چطور به دست می آید؟ آیا می توان آن را با پول خرید؟ می خواهم بگویم انسانیت گوهر گرانبهایی است که نزد انسان سعادتمند است. کسی احساس خوشبختی می کند که انسانیت داشته باشد . و انسانیت از طریق ایمان واقعی به خدا به دست می آید. در یک کتاب خواندم که : « تنها اشتغال به عشق ورزی حقیقی است که فنا ناپذیر است وآدمی را همیشه زنده و شادکام نگه می دارد.»
پس خدایا…
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم... آمین
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/۱٠ - عاطفه عبدی |لینک به نوشته

با نام بلند عشق آغاز کنیم
این دفتر عاشقانه را باز کنیم
بر هر ورقش نماز جان بگذاریم
تا قله سرخ عشق پرواز کنیم
پروردگارم , تویی تکیه گاه من در هر گرفتاری و امید من در هر سختی و تویی پناه و ذخیره من در هر مشکل. چه مشکلات بسیاری که دل در آن ضعیف شده بود و چاره ای برای آن نبود و دوستانم تنهایم گذاشتند و دشمن سرزنشم می کرد, از تو درخواست کردم , آن را گشودی و رفع کردی , تو هستی ولی هر نعمتی و صاحب هر خیری و نهایت هر آرزویی.
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/۸ - عاطفه عبدی |لینک به نوشته

